Makala, hat we bellik ýollajaklaryň dykgatyna:

* Türkmen edebiýaty, taryhy we medeniýeti ugurdan bu (site) saýta ýazylýan makalalaryň, hatlaryň we bellikleriň dogry ýa nädogrydygyna ýazan adamlaryň özleri jogapkärdirler.
* * Iberilen maklalar, hatlar we bellikler diňe orfografik we grammatik ýalňyşlary bolsa düzediljekdir.
* * * e-mail salgymyz: turkmen.ca@gmail.com
Hormatly ýaşulylardan we ýaşlardan (şu site/saýtyň üsti bilen) öz tejribelerini we döredijiklerini hemmelere elýeter etmeklerini haýyş edýäris.
حـرمـتـلـی یاش‏اولی‏لاردان و یـاشـلاردان (شـو سـایت‏ینگ اؤستـی بیـلن) اؤز تجـریبه‏لـرینی و دؤره‏دیجیلیکـلرینی هـمـّه‏لره ال‏یتـر اتمکـلرینی خـواهـش ادیاریس.ـ
Iň täze habarlar – sahypanyň soňunda ‏ ایـنـگ تـازه خـبــرلـر - صـفـحـه نـیـنـگ ســونـگــونــدا

29 August, 2008

تفسیر یک خبر – خبر مندرج در بخش 3

همین سه قسمت از مطلب چاپ شده تحت شماره‏های 1، 2 و 3 تا همین حد اکتفاء میکند تا بتوانیم یک خبر را براساس داده‏های خود خبر بررسی کنیم. دقت بفرمائید در این تفسیر نباید برداشت شخصی خود و تجارب اندوخته را دخیل نمود. ما فقط به بررسی خود خبر خواهیم پرداخت. در حال حاضر نظر ما نقد خبر نیست و تنها دریافت پیام خود خبر است. ـ
در ضمن توجه داشته باشید اکثراٌ جان کلام یا بعبارتی ایده اصلی در جمله اولِ پاراگراف اول نوشته شده سپس به جزئیات یا توضیحات و تشریحات پرداخته میشود. ـ
فرض را بر این میگیریم که این شخص خواننده خبر دارای حداقل اطلاعات در باره ایران، فرهنگ آن و اسلام است.ـ
منبع خبر:ـ

خبر: حجت‏الاسلام "محمدحسن راستگو" هورا کشيدن، کف زدن، اختلاط دختر و پسر و موسيقي برنامه‏هاي کودک را قابل پذيرش ندانست.ـ
برداشت خواننده ما: شخصی که دارای تحصیلات دینی در حد (حجت‏الاسلامی) بوده و اسمش (محمدحسن راستگو) میباشد، در مورد:ـ
(هورا کشيدن
کف زدن
اختلاط دختر و پسر
و موسيقي برنامه‏هاي کودک)
اظهار نظر کرده و آن را (قابل پذيرش ندانسته) است.ـ
حال باید دید این یک نظر شخصی است یا اظهار یک فاکت.ـ
این اظهار نظر متکی بر چیست (علت پیدایش این اظهار نظر)؟ جانبداری از طرف یا چیز بخصوصی، عرف و عادت، قانون اساسی، قانون پخش برنامه از تلویزیون، شریعت و ...ـ آیا منبعی که به آن اشاره میشود از اعتبار مناسب برخوردار است یا نه؟ این "اعتبار" برای چه کسی دارای اعتبار است؟ـ

به گزارش سايت خبري رسا
اشاره به منبع این خبر

رئيس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان
منصب اداری این شخص (رئیس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان) است

دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
این مرکز تابع (دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم) است.ـ

به طور مشخص برنامه تلويزيوني "فيتيله جمعه تعطيله" را که صبح‏هاي جمعه از شبکه دوم سيما پخش مي‏شود، مورد ارزيابي قرار داد
اطلاعاتی در باره نام برنامه تلویزیونی، کانال و زمان پخش آن.ـ
حال نتیجه ارزیابی وی:ـ

و گفت؛ "اختلاط دختر و پسر از اشکالات برنامه فيتيله است.ـ
این برنامه دارای چندین اشکال است (اختلاط دختر و پسر از اشکالات برنامه فيتيله است).ـ
اشکال مفرد و اشکالات جمع آن است.ـ
اصلی‏ترین ایراد وی (اختلاط دختر و پسر) است.ـ

هر چند بچه‏هاي حاضر در اين برنامه کوچکند و از نظر شرعي، تکليفي ندارند
حال توضیح و تشریح این ایراد از جانب فرد مذکور: (مطلب را بخوانید)ـ
پس شرایط سنی برای تکالیف معینی در شریعت مقرر است. این (بچه‏ها کوچکند و از نظر شرعي، تکليفي ندارند)ـ

اگر شریعت، دختران و پسران در این سن را مکلف نمیکند و حضور آنها را در یکجا ممنوع نمیداند، چرا باید حرفی زده شود و توسط خود همان شخص بلافاصله از نظر شریعت رد شود. چون گویا قرار است براساس شریعت آن را مردود بشماریم. آیا معنی آن این است که شریعت دهان همه را میتواند ببندد؟ در این سری مطالب همانطور که گفته شد، هر نویسنده دارای هدفی است. ما باید سعی کنیم هــدف اظـهـار نـظـر کننده را دریابیم.ـ

و من هم انسان تنگ‏نظري نيستم
حال نظر شخصی فرد در مورد خودش ابراز میگردد. هدف چیست؟ اظهار آشنائی، تبلیغ یا ...ـ

که حجاب کامل را براي بچه‏هاي نابالغ واجب بدانم،ـ
خوانده مذکور (که گفته شد در مورد ایران، دین، فرهنگ و تاریخ آن دارای کمترین اطلاعات است) میفهمد حجاب، ظاهراٌ انواع گوناگونی دارد (حجاب کامل و ...) و حجاب کامل برای بچه‏های نابالغ واجب نیست.ـ

ولي مساله اين است که دختربچه بايد بداند پوشش او با پسرها فرق دارد
از آنجائیکه شریعت "اشکالات" فوق را برای دختر بچه‏های کوچک منع نکرده، پس باید "اشکالات" را مدلل و مستدل نمود. براساس این استدلال و براساس این اظهار نظر، دختر بچه نمیداند که پوشش او با پوشش پسرها فرق دارد. پس این امر قرار است برای روشنگری دختر بچه‏ها صورت بگیرد.ـ

و مجاورتش با آنها کار درستي نيست،ـ
پس فرق داشتن پوشش، موجب نادرستی مجاورت دختر بچه و پسرها میگردد. خواننده (غربی یا از مناطقی که با ایران آشنائی ندارد) گذشته از عجیب بودن این نظر، فکر میکند پس چرا به دختر بچه‏ها و پسرها لباس یکسان نمیپوشانند. مثلاٌ تی‏شرت و شلوار یا حجاب کامل برای هر دو تا این محدودیت برای در مجاور هم قرار گرفتن را از بین برد.ـ

از اين رو مي توان با پوشاندن لباس‏هاي رنگي زيبا با پوشش مناسب به دختربچه‏ها، آنها را از کودکي با اين مفاهيم آشنا کرد
اظهار نظر کننده نحوه برون رفت از مشکلی که مطرح میکند (و از نظر شرع بلامانع است) را ارائه کرده که در آن علاوه بر به گوشه راندن اناث تلقین مردسالاری نیز نهفته است. ـ

و در برنامه‏هاي تلويزيوني هم مي توان آنها را از هم جدا، يا يک برنامه ويژه دختران و يک برنامه ويژه پسران توليد کرد.ـ
اظهار نظر کننده نحوه برون رفت دیگری را از مشکلی که مطرح میکند ارائه کرده و مسئله تنها به پوشش ختم نمیگردد. اظهار نظر کننده ظاهراٌ در پی آن است تا به خواننده بقبولاند که علاوه بر پوشش رنگی زیبا برای دختر بچه‏ها باید آنها را از پسرها جدا نمود. همانطور که در بالا ذکر شد، این پوشش و جدا کردن، از نظر شرع مردود نیست. پس این یک اظهار نظر شخصی است. در کل متوسل شدن به مقدسات و باورهای مردم، در صورت احتمال بروز تردید در صحت گفنه‏های یک شخص یا یک جریان فکری، و سعی در مدلل و مستدل نمودن افکار خود از طریق آن یکی از شگردهای برخی نیروهای موجود در جوامع بشری میباشد.ـ

اين پژوهشگر کودک و نوجوان حضور خود را در برنامه فيتيله و عمو پورنگ منتفي دانست
خواننده این مطلب درمیایبد که اظهار نظر کننده، علاوه بر داشتن مدارج تحصیلی حجت‏الاسلامی و رئیس مرکز بودن، پژوهشگر در مسائل کودکان و نوجوانان نیز میباشد. حال بهر دلیل، در این برنامه کودک که آن را ارزیابی و در مورد آن اظهار نظر کرده و یکی از موضوعات پژوهش وی نیز میباشد، شرکت نخواهد کرد.ـ

و خاطرنشان کرد؛ "حضور يک شخصيت حقيقي و حقوقي با لباس روحانيت در چنين برنامه‏هايي که همراه با تحرک وسيع و قوي هنرمندان آن است، هيچ تناسبي ندارد و تاثيرگذار هم نيست،ـ
تا جائی که در فرهنگها، لغت‏نامه‏ها آمده: شخصیت حقیقی به افراد و شخصیت حقوقی به شرکتها، ادارجات، سازمانها، وزارتخانه‏ها و امثالهم اطلاق میگردد. به شخص حقیقی میتوان لباس روحانیت پوشاند ولی شخصیت حقوقی،... خواننده ما فکر نمیکند که همچون لباسی دوخته شده باشد و این را به عنوان یک اشتباه لپی در نظر میگیرد. چون، این ایده اصلی این مطلب نیست. خواننده ما برداشت میکند که: لباس روحانیت با تحرک وسیع و هنرمندان قوی دارای تناسب نبوده و تاثیرگذار هم نیست.ـ

هرچند مي‏توان به صورت کمکي و جنبي مثل تماس تلفني در اين برنامه حاضر شد".ـ
خواننده ما درمیابد: به نظر اظهار نظر کننده، آنجا که حضور مستقیم از تاثیرگذاری لازم برخوردار نیست حضور جنبی ممکن است بیشتر تاثیرگذار باشد.ـ

درک مطلب از نظر خواننده ما براساس خود خبر: ـ
یک حجت‏الاسلام که رئيس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم است برنامه تلويزيوني "فيتيله جمعه تعطيله" را مورد ارزيابي قرار داد. این فرد میگوید که اظهار نظر وی در باره برنامه تلویزیونی از نظر شرع قابل قبول نیست و حضور با لباس روحانیت در چنین برنامه‏هائی تناسبی ندارد و تاثیرگذار نیست.ـ

خواننده گرامی، سعی خواهد شد تا مثالها از زندگی روزمره گرفته شود تا فهم آن آسان و نیاز به درک درست مطلب بیشتر و بهتر برجسته گردد. ـ

ادامه دارد...ـ

24 August, 2008

ارزیابی درک مطلب (3)ـ

بخش 2- هدف (منظور) نویسنده


قسمت اول شناسائی هدف نویسنده
شما برای چه میخوانید؟ ـ
جهت یافتن مطلب جدیدی؟ ـــــــــــــــــ این نوع مطالعه جهت کسب اطلاع میباشد. ـ ***
جهت سرگرمی و استراحت؟ ـــــــــــــ این نوع مطالعه جهت سرگرمی میباشد. ـ ***
ـ *** هر دو مورد فوق‏الذکر؟ ــــــــــــــــــــ کتاب و مقاله‏ای که میخوانید جهت کسب اطلاع و در عین حال سرگرمی میبباشد. ـ

نویسندگان برای چی مینویسند؟ ـ

بطور معمول، نویسنده دارای انگیزه‏ای برای نگارش میباشد: ـ
آنها قبل از اینکه شروع به نگارش بکنند تصمیم میگیرند برای چی بنویسند. ـ
______________________________________________________ـ
هدف نویسنده

ا- اطــلاع دادن: ـ
انتقال معلومات، آموزش، تشریح ـ -
دادن اطلاعات به خواننده ـ -
مثال: منابع غیر تخیلی ـ
کتاب درسی، دفترچه راهنما، دایرة‏المعارف، دستورالعمل، گزارشهای روزنامه‏ها و مجلات ـ

ـ2. ســرگــرم کــردن: ـ
نوشتن داستان، بازگو کردن واقعه با نمک یا مهیج ـ -
در میان گذاشتن ایده‏ها و احساسات با خواننده ـ -
مثال: داستانهای تخیلی (غیر واقعی) ـ
نوول، شعر، نمایشنامه، داستان کوتاه، جوک، مطالب خنده‏دار، افسانه – داستانهائی که در عین سرگرم کردن سعی در آموزش خواننده دارد. ـ
بخشهائی از مجلات و روزنامه‏ها – بخش ورزش، مد لباس و امثالهم. ـ

ـ3. تــرغــیـب کــردن: ـ
متقاعد کردن خواننده برای قبول کردن نقطه‏نظر نویسنده ـ -
ترغیب خواننده برای خریدن کالای بخصوصی ـ -
مثال: سرمقاله، تبلیغات. ـ
___________________________________________________ـ

بیشتر از یک هدف: ـ
بعضی از مقالاتی که میخوانید ممکن است بخواهد بیشتر از یک هدف را القاء بکند. ممکن است شما را سرگرم بکند و در عین حال اطلاعاتی را ارائه بکند یا اطلاعاتی به شما داده درصدد ترغیب شما باشد. ـ

وقتی شما تصمیم میگیرید که نقطه‏نظر نویسنده چی است، شما باید قادر باشید علت این برداشت خود را تفهیم بکنید. ـ

چـــنــــد مـــثـــال: ـ
ماه، قمر طبیعی زمین است. ماه به دور زمین در طی تقریباٌ هر بیست و نه روز و نیم یکبار میچرخد. این مدت را ماه قمری گویند. ماه خیلی کوچکتر از ستارگان و خورشید میباشد. اما بخاطر اینکه نزدیکتر به ما است، بزرگ به نظر میرسد. ـ

یکی از بهترین طرق لکه‏زدائی از البسه استفاده از مواد سفیدکننده است. مواد سفیدکننده بیشتر از مواد دیگر لکه‏زدا در از بین بردن لکه موثر است. اگر شما از مواد سفیدکننده کلراید استفاده میکنید، پس شما میدانید که از بهترین مواد سفیدکننده موجود دارید استفاده میکنید.ـ

حجت الاسلام راستگو: کف زدن و هورا کشيدن در برنامه کودک قابل پذيرش نيست
(دو مـنـبـع)

حجت‏الاسلام "محمدحسن راستگو" هورا کشيدن، کف زدن، اختلاط دختر و پسر و موسيقي برنامه‏هاي کودک را قابل پذيرش ندانست. به گزارش سايت خبري رسا رئيس مرکز تربيت مربي کودک و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم به طور مشخص برنامه تلويزيوني "فيتيله جمعه تعطيله" را که صبح‏هاي جمعه از شبکه دوم سيما پخش مي‏شود، مورد ارزيابي قرار داد و گفت؛ "اختلاط دختر و پسر از اشکالات برنامه فيتيله است. هر چند بچه‏هاي حاضر در اين برنامه کوچکند و از نظر شرعي، تکليفي ندارند و من هم انسان تنگ‏نظري نيستم که حجاب کامل را براي بچه‏هاي نابالغ واجب بدانم، ولي مساله اين است که دختربچه بايد بداند پوشش او با پسرها فرق دارد و مجاورتش با آنها کار درستي نيست، از اين رو مي توان با پوشاندن لباس‏هاي رنگي زيبا با پوشش مناسب به دختربچه‏ها، آنها را از کودکي با اين مفاهيم آشنا کرد و در برنامه‏هاي تلويزيوني هم مي توان آنها را از هم جدا، يا يک برنامه ويژه دختران و يک برنامه ويژه پسران توليد کرد. اين پژوهشگر کودک و نوجوان حضور خود را در برنامه فيتيله و عمو پورنگ منتفي دانست و خاطرنشان کرد؛ "حضور يک شخصيت حقيقي و حقوقي با لباس روحانيت در چنين برنامه‏هايي که همراه با تحرک وسيع و قوي هنرمندان آن است، هيچ تناسبي ندارد و تاثيرگذار هم نيست، هرچند مي‏توان به صورت کمکي و جنبي مثل تماس تلفني در اين برنامه حاضر شد".ـ

خواننده گرامی، سعی کنید در مطالب فوق علاوه بر یافتن (هــدف نـویــسنـده) دریابید کدامیک (نــظـر شـخـصـی) یا (فــاکـت = واقــعــیـت) میباشد.ـ

ادامه دارد...ـ

16 August, 2008

Düşünýärmi? دؤشـؤنـیـارمی؟

Düşünýärmi? دؤشـؤنـیـارمی؟ ـــــــــــــــــ

“Niçeler düşünmän نیچه‏لر دؤشؤنمان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ"
Göwnüme degýär. گؤنؤمه دگیار. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Aýdanym däl-de آیدانیم دال-ده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Islänni aňýar.” ایسلاننی آنگیار." ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– diýiýpdiň bir gün ــ دییپدینگ بیر گؤن ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
hoşlaşjak wagtym. خوشلاشجاق وقتیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*****
Ynjama dostum, ynjama ائنجاما دوستم، ائنجاما ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Bu günler hem geçer-de gider. بؤ گؤنلر هم گچر-ده گیدار. ــــــــــــــــــــــــ
Geçmejek gün ýokdur asyl. گچمه‏جک گؤن یوقدور اصل. ـــــــــــــــــــــــــــ
Hoş gün geçişi deý خوش گؤن گچیشی دی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Agry hem geçer. آغری هم گچر. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*****
Ýöne aňmadym bir zady. یؤنه آنگمادیم بیر زادی. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Ol näme? اول نامه؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Seniň däl-de gepiň dostumy? سنینگ دال-ده گپینگ دوستیمی؟ ـــــــــــــــــ
Adama düşmedik, söze düşermi? آداما دؤشمه‏دیک، سؤزه دؤشرمی؟ ــــ
*****
August 10, 2008

به الگوی سازنده، نه مخرب در ديالوگ نياز است

رحـيـم کـاکـايـی

الگوی سازنده الگوی است که راه به جست و جوی موفقيت، متناسب با هدف‏های انقلابی و اجتماعی و تکامل افراد ميبرد. اما پلميک‏ها و د‌يالوگ‏های مخرب وغيرسازنده نه قادر به ايجاد راستين راه حل هستند و نه توان آنرا دارند که همبستگی را پا‌يه‏ريزی کنند، و دانسته يا ندانسته به دشمنان ملت خدمت کرده و به توهم و تبليغ عليه يکديگر دامن می‏زند.ـ
شکی نيست که نگرش ما به آزادی مطلق در بحث و د‌يالوگ يا بطور کلی دمکراسی در بحث در شکل ايده‏آليستی آن نبايد باشد. زيرا آزادی مطلق و بی‏مرز منطقا به نفی همين آزادی برای همه در بحث می‏انجامد. يعنی اگر من هر چه دلم خواست خواهم گفت و خواهم نوشت و تو نيز هرآنچه دلت خواست بنويس. نوعی به ناهنجاری در شناخت و آنارشی مبتلا شدن. برای همين برای رسيدن به اهداف و آماج خود در بحث نيازی به ابزارهای ضد اصولی، ضد حقيقت و مشکوک نيست. ـ
آيا براستی اين سماجتی که برای گرفتار آمدن به بحث، دسته‏بندی، افترازنی، سياست‏بازی و حسا‌بگری که ثمراتی بکلی منفی دارد، در چيست و از کجا منشاء می‏گيرد؟ نه اين سماجت‏ها و نه آن بحث‏های روشنفکری هيچ کدام نان وآبی برای ملت بويژه ملت ترکمن در شرايط کنونی نيست. مردم از چيز ديگری رنج و مصيبت می‏بينند و به نظر ميرسد بحث‏های اينچنا‌نی برای التيام دردهای آنان نيست. ـ
اين گونه بحث‏ها و پلميک‏های سياسی تنها محصول چند روشنفکر ترکمن خارج‏نشين ميتواند بنظر آيد که جايشان در اروپا گرم و نرم است. ـ
نميتوان نقش يک روشنفکر پيشتاز را ايفا کرد آنگاه به شيوه‏هايی از گفتگو و د‌يالوگ روی آورد که مبتنی بر فردگرايی، اهداف شخصی، سياست‏بازی، پيشوامنشی استوار باشد. روشنفکر که خود يک عنصر ذهنی است، بمثابه يک نيروی سياسی دارای مسئوليت تاريخی است و وظيفه سنگينی را بر دوش دارد. بحث و ديالوگ سياسی در راه مبارزه سياسی هم از اهميت ايدئولوژيک و هم نقش معرفتی و شناختی را دربردارد و خود همواره نشان نقش طبقاتی ذهن است. ـ
گرفتار آمدن به پوپوليسم چيزی جز دچار شدن به گونه‏ای از اشکال غوغا سالارانه مبارزه نيست که پی‏آمد آن اغتشاشات فکری، افتادن از راه بحث اصلی و مبارزه ميان نيروها است. به مفهومی ديگر جانشين کردن اصول تامين منافع ذهنی و ياران و رفيقان خود، غلبه بر رقيب و امتيازات ديگر، فردگرايی، سود رساندن به خواسته‏های ذهنی، يعنی پراگماتيک بودن آن برای شخص، تفرقه افکنی، افترازنی و ولونتاريسم است. ـ
برای ارزيابی بحث‏ها و ديالوگ‏ها و يا جنبه‏های پلميک آن بايد جوهر مشخص و علمی مفاهيم روشن باشد تا تحليل دقيقی از پروسه‏های گذشته و حال مستدل شود. آنگاه نتايج بدست آمده از اين پلميک‏ها بايد برای يافتن راه‏هايی برای اتحاد و هماهنگ کردن فعاليت‏ها عليه مخالفين اتحاد، نيروهای تفرقه‏افکن و شناخت درست از مکانيسم مقوله "منافع اجتماعی- طبقاتی" ياری رساند. ـ
تکامل جامعه لزوما محصول فعاليت‏های انسان‏ها، طبقات و سازمان‏های اجتماعی – سياسی است که نشانگر قدرت آگاهی و آفرينش‏گری اين نيروهای اجتماعی است. الگوی سازنده ديالوگ دارای جاميت نگرش بر مسائل پيچيده، بری از انزوای سکتاريستی، مبتنی بر تجربه تاريخی متنوع است و نه التقاطی است و نه برای استحاله تئوری. ـ
درک غلط از مسائل، زياده‏گويی و خيال‏بافی در درک دگماتيک مسائل، شناخت از مسائل و يافتن راه حل مشترک را دشوار می‏کند و به روند شناخت واقعيات آسيب می‏رساند. اصوليت، اعتبار و درستی روندهای شناخت سياسی يا بطور کل شناخت هيچگاه به يکباره بدست نمی‏آيد. ـ
تظاهر به "خلاقيت"، "نوآوری" در سياست يا در ديد ‌سياسی، ميتواند ضربات جبران‏ناپذيری به همان اصول زده و منجر به انحراف از همان اصول بنياد‌ين شود، گر چه دارای حسن نيت باشد و هدف‏های انقلابی را هم دنبال کرده باشد. ـ
گويا به نظر ميرسد، درس‏هايی که برخی روشنفکران ترکمن خارج‏نشين از تجربيات مبارزاتی گذشته اندوخته‏اند، تنها در نفی و خصومت با گذشته مبارزاتی است نه چيز ديگر و در به اصطلاح نوشته‏ها و "پژوهش"های خود که گاهی از محتوای نازلی برخوردار است، اصطلاحاتی برای روندها و پديده‏های اجتماعی قايل ميشوند که منطقا از هر گونه مفهوم اساسی جامعه شناختی تهی است و هيچگونه مضمون ويژه و نوين در آن مشاهده نميشود. بلکه دارای خصلت چپ‏روانه است که ميخواهد مسائلی را به جنبش و جامعه تحميل کند که از امکانات جنبش در مرحله کنونی مبارزه بسيار بيشتر است و ناديده گرفتن اين امکانات يا مراحل عينا ضرور رشد سياسی خود نه انقلابی ميتواند باشد بلکه ميتواند به ضرر خود تبديل شود. ـ
ما شاهد مقالات بسياری در سايت‏های ترکمنی بوده و هستيم که در باره ضرورت اتحاد نيروهای ترکمن نگاشته شده‏اند. آيا تاکنون اين اتحاد که ضرورت آن نيز مبرم است، انجام گرفته است؟ پاسخ بدون ترديد منفی است. نخست اينکه همواره برای بوجود نيامدن اتحاد مذکور، عمده زير پای غيرعمده قربانی شده است و دوم آنکه چه نوع وحدت و کدام راه وحدت بايد انتخاب گردد، ضرورت آن آشکار نميشود. اين ضرورت با گرفتار آمدن گروه‏ها تنها در بحث، گروه‏گرايی و ديالوگ صرفا برای ديالوگ، نه برای جستن راه حل عقلانی، به بن‏بست کشيده می‏شود.ـ
جريان اجتماعی هنگامی ميتواند به آماج‏های خود دست يابد که به انديشه واحدی برسد. انديشه و عملی که از واقعيت و تفکر علمی نشات گرفته باشد، نه از جمود و هرج و مرج . بايد دانست به کجا رفت و از چه راهی رفت. کسی که ميخواهد پيروز شود، بايد به سختی‏ها هم تن دردهد. با حسن نيت هم نميتوان بدون داشتن طرح درست و روش درست، هماهنگی و پشتکار درست، بدون درک قانونمندی‏های حرکت تاريخ به نتيجه رسيد.ـ

Hat alyşmak üçin özüňize dost ýa pikirdeş tapynyň!

خط آلیشماق اؤچین اؤزینگیزه دوست یا فکردش تاپینینگ
Munuň üçin özüňize gyzykly tema we e-mail adresiňizi ýollaň. Siziň hatyňyzy okap siziň pikirdeşiňiz ýa-da dostlaşmak isleýän size hat ýollar.
مونونگ اؤچین اؤزینگیزه قیزیقلی موضوع و ایمیل آدرسینگزی یوللانگ. سیزینگ خطینگیزی اوقاپ سیزینگ فکردشینگیز یا-دا دوستلاشماق ایسله یان، سیزه خط یوللار
*********************
Taryh, edebiýat we ýaşlar hakda. --> turkmen.ca@gmail.com
*********************

EcoNews RSS Feed

آفتاب

ایرنا: خبرگزاری جمهوری اسلامی

خبرگزاری مــهر

DW-WORLD´s Persian Homepage

BBCPersian.com | صفحه نخست

BBC News | World | UK Edition

CBC | World News

The Globe and Mail - World News

Яндекс.Новости: Главные новости

Rambler Mass Media: Главные новости

Sözlük سـؤزلـؤک

اؤز اویـلانـیـپ تـاپـان تـازه سـوزلـریـنـگـیـزی بـیـزه یـولـلانـگ
Öz oýlanyp tapan täze sözleriňizi bize ýollaň.
**********************************************************
söz .............. düşündiriş ......................... parsça ............ rusça .............. iňlisçe
_______________________________________________________________________________
mysal مثال :
-----------
adam .......... kişi .................................. مرد، نفر، کس ........ человек ............. person

,;